بیاخودمون باشیم با تغییر
بیا باز با هم بخندیم
دلم لک زده برای فاطمه ایی که جز خنده کاری دیگه نداشت
از وقتی ترم جدید شروع شده
باز اخم و فمنیسم بازیم گل کرده
می رم سر کلاسایی که ادماش اسطوره های دانشکده اند
از بس افتادن
فکر کن
حتی فکرشم خنده داره![]()
من دلم می خواد برم سره کار اون وقت اینا........
----------------------------------
دوست داشتن را بهانه کردم
برای نوشتن دربباره ی تو
هر بار با دیدن عکست به وجد می ایم
که خدا در وجوده بند ه هایت چه افریدی
دائم در حاله تغییر و امتحان زیبایی های دیگر است
هم خالقش هنر مند است و هم مخلوق
----------------------------------------------
چقدر خوبه یکی رو داشته باشی که بهش همه چیز بگی و اون فقط گوش کنه
چقدر بهتر اینه که یه دوستی داری که پایه ی همه چیزه
چقدر بهتر که یه خدایی هست که نگاهت میکنه
چقدر بهتر میشد کههم حاله خودم خوب میشد و هم حاله پدر بزرگم تحمله دیدنش روی تخت و ندارم
کاش مادرم مارا طوری تربیت می کرد که اینقدر احساساتی نبودیم
----------------------------------------
راستی جواب برای یه دوست من همه ی نظرام خصوصیه
عمومیش کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خودم دوست ندارم
نه می گویم از جنس نورم
نه می گویم از جنس آتش
اشکال از همین جاست
که من همیشه بین دو....
دو نفر.. دو جنس...دو راه...
افریده شده ام
------------------------------------
من همونیم که با آفرینشم بر خودت درود فرستادی
حال مرا با این همه دست پرورده هایت تنها گذاشتی
بیا و بگذار این بار من بر تو
تبارک بخوانم
شاید..............
----------------------------------
پ.ن تو می دونی که تو این مدت با این همه اتفاق داره چی بهم میگذره پس ...... کمی بیشتر باش
من روزه ی آیینه گرفتم
به غیر از تو هیچ نبینم
-----------------------------------------
این روزها حتی کلمات هم
از من خودشون رو پنهون می کنن
چه برسه به تو که این روزها
بهت بیشتر از بقیه روزها احتیاج دارم
کی قراره رازه تو برملا بشه؟؟؟؟؟؟؟؟//
--------------------------------------------
دلواپسه سایه ای از تو هستم
که هرشب به من ارامش می دهد
ترسم از روزی که اون سایه هم
مثله تو چند روزی از من مرخصی بگیرد
به ماموریت در زمین رود
امان از این ماموریت ها....................
انسان ها تنهائیت را پر نمیکنند.
فقط خلوتت را میشکنند هرچه انسانهای اطرافت بیشتر باشند.
خلوتت اشفته تر و تنهائیت تنهاتر میشود....
---------------------------------------------------------------
پ.ن نمی دونم این دورا هی تا کی ادامه داره؟؟؟؟؟
چقدر بده که از تو همه چیز بدونه تو هیچی ندونی....
امتحانام داره شروع میشه برام دعا کنید
می خواهم زندگی را خیابان فرض کنم:
زندگی را که خیابان فرض کنی دیگر عبور ادم ها برایت مساله نمیشود
می پذیری که گاهی دور و برت ازدحام می شود و مجال تنفس را از تو میگیرد.
گاهی هم دریغ از صدای پایی. هرچند نااشنا.که از تنهاییت بگذرد.
زندگی را که خیابان فرض کنی یعنی پذیرفته ای که به بودن و نبودن.به نیامدن و نماندن ادم هایت گیر ندهی..
زندگی را که خیابان فرض کنی یعنی فهمیده ایی که هیچ خیابانی به خودش حق نمی دهد عابری را برای خود بخواند
یعنی ارام و شکیبا می ایستی تا مگر رهگذری اراده کند از تو بگذرد...
-----------------------------------------------
پ.ن روانی میشم وقتی خاطرات روابط عاشقانه و علاقه ی شهدا با همسراشونو میشنوم واقعا اونا مردای اسمونین
هر شب با خانوادم گوش میدیم به ظریف ترین چیزها هم توجه میکنن با این که سر لشکر بوده با این که یه ارتشی بوده فکر کن با اون قیافه ی عصبانی و خشن ولی دلی ظریف اسمه شهید علی تجلایی اسم همسرش نسیبه عبد العلی زاده
واقعا هم نسیبش خوب ادمی شده ای کاش ای کاش.......
بیشتر میشنیدیم بیشتر می فهمیدیم
در تفحص دفترچه یادداشت یک شهید 16 ساله پیدا شد
که گناهانه هر روزش را در ان یادداشت میکرد
گناهان یک روزه او این ها بوود :
سجده نماز ظهر طولانی نبوود!!!!
زیاد خندیدم!
هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم اومد!!!!!!
پ.ن واقعا شما ها به اینا میگید گناه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
پس اگر اینا نرن بهشت توقع داریم ماها بریم با اون همه کارای بدی
که انجام دادیم!!!!!!
واقعا اگر یه روز بخواییم گناهامونو بنویسیم فکر کنم نصفش پر بشه
خوش به حاله دفتر اعتراف اوون شهید
مرا در زمزمه العفو تین روزهای محرم جوابگو باش
که در روز قیامت شرمسار نشوی که این روزی
مریده من بود...
از روزی هراس دارم که من منتظر تو باشم
و تو مرا به گناهانم واگذار کنی و بگویی
مگر...و من هنوز منتظر عفو هستم
می گویم من گریستم برای......
حتی زبانم نمی چرخد تا بتوانم اسم اربابم را بگویم
می گویم من سینه زدم,برای..............
می گویم من سیاه پوشیدم تا دهانم را بجنبانم
تا اسم اربابم را بگویم
تو دریای اشک می شوی
و می گویی:
تو سالهاست بخشیده شده ایی
-----------------------------------------------------
پ.ن هر سال منو خانواده ام یه چیزایی رو برای خودمون عهد میکنیم می خوام یه تغییر کنم
حالا می فهمید تغییره منو برام تو این روزها دعا کنید
کجایی که ببینی سهراب این جا
به جای فواره های هوش بشری
فواره های غریزه فعالند؟؟!!!
--------------------------------------
چقدر نا جوانمردانه است
دلی را که شکسته ایم
زیر فرش ندانم کاریمان قایم مکنیم
وخودمان را رها کنیم
در کوچه های علی چپ و بگوییم: ما..؟
(ما که در محله حادثه نبودیم)
-------------------------------------------
هر فرد و
هر رخدادی در زندگی ات
هست
چون تو تصویرش کرده ای
چگونگی کنار امدن با انها
به انتخاب تو بستگی دارد
(باخ)
------------------------------------------------
پ.ن: دو تانوشته ی اول برای یکی از بهترین دوستم ایداست
و سومین نوشته برای بهترین هدیه و بهترین کتابی که تاحالا
گرفتم از تنها دختر عموم و همیشه همرامه جالبه پشته کتاب نوشته اول امتحانش کنید بعدخریداریش کنید
و همیشه جواب میده
(یادداشت های مرد فرزانه,ریچارد باخ)
++++ باخ یه دفترچه دارمکه حرفای جالب یا متنای ناب توی تک تک خط هاش حک شده و همراه منه + زیارت عاشورا
حالا فهمیدین همراهای من چه چیرایی هستن؟؟؟؟
